تبليغاتX
Daisypath Happy Birthday tickers //_^


//_^

همه چي تموم شد.ديگه آپ نميشه اينجا.

دوستام بدونين كه فراموشتون نميكنم.

ديگه حال و حوصله ندارم

شايد دوباره شروع كنم

ولي فعلاً نه

☮✖ ☮✖☮✖☮✖ ⓐⓡⓜⓘⓣⓐ

سلام

امروز شايد بيشتر آپم براتون جالب نباشهhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/hanghead.gifحالا  بخونين ببينم چي ميشهhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/blackeye3.gif

قبل از اينكه شروع كنم يه چيزي ميگم كه بايد تو گوشاتون فرو كنينhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/cowboypistol.gif

**من ديگه كسيرو براي آپام خبر نميكنم به غير از ايندفه**

چون ايندفه بايد همه بيان بخونن آپم رو بعدش ديگه منو تو وبلاگ دوستان ثبت كننشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز (البته بلاگفايي ها)

هر كي نياد ديگه من ميدونم با اون.چون ميخوام تند تند آپ كنم و هيچكيو خبر نميكنم.

آپ قبلي كه هيچي نشد.تو صفحه هم نميتونين ببينيد.برا همين اونايي كه واسه قبلي كامنت نذاشتن باس اينجا جبران كنن.

خب حالا با آرامش كامل ميرسيم به آپ اصلي.

ديشب من اصن احساس نكردم شب احياست.شکلک های  آیناز

چرا؟چون رفتيم بيرون!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

يه مدته هي قرار بود كه با دوستاي كيانا بريم صارم(يه پارك كنار بيمارستان صارم،كنار خونمون)

ديشب ديگه قرار شد بريم.ساعت 9 زنگ زدن گفتن بياين.ما هم حاضر شديم و آلفا رو زديم زير بغلمون و رفتيم(آخه نويد دوست كيانا عاشق آلفاست)

رفتيم سوار خانمي شديم (اسم ماشين دوست كياناست،نيما)4 تا بوديم با آلفا 5 تا

خلاصه راه افتاديم ابتدا رفتيم كارواش.

اول باد لاستيكارو خالي كردن نيتروژن بزنن!

ما هم پياده شديم.دوباره سوار شديم رفتيم جايي كه قراره ماشينو بشورن.

كارواش اتوماتيك بود.رفتيم جلو تر.اول اومدن آب گرفتن رو ماشين.فشارش زياد بود.آلفا اول ميرفت از پشت پنجره نگا كنه.بعد يهو ميترسيد پرت ميشد عقب ما هم بغلش ميكرديم.اون همچنان پارس ميكرد.

خلاصه بعدش اومدن با كف يكم ماشينو دستمال كشيدن بعد رفتيم تو دستگاه.آلفا خودشو مچاله كرده.منم نازش ميكردم.

همه هم تو اون سر و صدا با هم حرف ميزدن.خلاصه صحنه ديدني بود.بعدش آلفا جرعت پيدا كرده بود ميرفت جلو نگا ميكرد.

از دستگاه اومديم بيرون پياده شديم از ماشين يكم حرف زديم. http://www.pic4ever.com/images/grouphugg.gifتا توي ماشين رو بشورن.بعد سوار شديم راه افتاديم بريم صارم.

آخه من نميدونم نويد چي با خودش فك كرده كه لباس قرمز پوشيده بود!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

خودشم ميگفت پشيمون شدم اومدم بيرونشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

رسيديم صارم كيانا شيطونيش گل كرد.رو جدول و ديوار راه ميرفت.منم پشت سرش.شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز نويد هم كه با آلفا بازي ميكرد.

رفتيم يه جا نشستيم.يكم حرف زديم و ديديم 2 تا نيمكت روبروي هم خاليه.اونجا نشستيم و پانتوميم بازي كرديم.حالا نميگم خنديديم كه ديگه بقيه ناراحت نشن.آخه ديشب خيليا ناراحت بودن 

2 تا پليس اونجا هي راه ميرفتن به همه چش غره ميرفتن.شکلک های  آیناز

يكم حرفيديم و پاشديم آلفارو برديم خونه.(ساعت:1 نصف شب)شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

من كفشامو عوض كردم رفتيم بستني خورديم.(منو كيانا هم كه ديوونه ي بستني،شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  البته كيانا آبميوه خورد)

دوباره رفتيم پارك.ايندفه پليسا سوار موتور بودن.شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  رفتن به يه گروه پسر كه اونور بودن گير دادن كه جمع كنين برين.شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  اونا هم رفتن قايم شدن.پليسا رفتن اينا هم دوباره برگشتن و با هم كشتي ميگرفتن.خيلي مسخره بود.آخه همشونم مثه چوب كبريت بودن.كُشتي شون چي بود نميدونم

كلي حرف زديم.اين وسطا هم همه سوتي ميدادن.نويد ولو ميشد رو كيانا....دستش از زيرش در ميرفت رو صندلي چپه ميشد.....خلاصه ديگه ما دلُ رودمونو چسبيده بوديم ميخنديديم.

يه دوست ديگشون اومد(سجاد)مادر بزرگش فوت كرده.(فاتحه بخونين.زووووووووووود)

ولي خودش زياد ناراحت نبود.

با اونم كلي حرفيديم و اين وسطا خاطره هاشونو تعريف ميكردن كه آقا نويد هوس كلپچ كردن!

از ساعت 2 تا 3 اينا هي حرف حرف حرف كه چيكار كنيم.شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز حالا سر اينكه كجا برن كلپچ بخورن درگير بودن.كيانا هم خوابش ميومد ولو بود. نويد به كيانا ميگفت باقالي پلو درست كن بخوريم.كيانا آخه غذا درست كردنش كجا بود كه بخواد اينو درست كنه؟شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز بعد به من ميگفتن يه چيزي يه چيزي درست كن.(نميگم چي چون گشنتون ميشهشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز )كلي حرف زدن تا آخرشم تصميم گرفتن........من نفهميد قرار شد چيكار كنن.

سوار خانمي شديم ما رو رسوندن خونه.كيانا نرسيده خوابيد.http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/flat.gifمنم اومدم تند تند كارامو كردم رفتم خوابيدم تا همين 1 ساعت پيشhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik2/putertired.gif

الان من دارم از استرس ميميرم كه دستم نخوره به يه چيزي همه اينا پاك شه.ووووووي

آخه اي بلاگفاي *-@/:"

من برم ديه.خدافظيييييييي

××××××××××××××××××××

پ.ن1:الان ميام همرو خبر ميكنم.

پ.ن2:نتركونين چون نميتونم جبران كنم

پ.ن3:الان كيانا شايد بياد اينجارو بخونه به نويد و نيما و سجاد هم آدرس بده بيان.شخصيت خودتونو حفظ كنيد.آورين

پ.ن4:نماز روزه ها قبول

پ.ن5:تسليت

پ.ن6:نظرات بازه.تاييدي نيست.اگه توش فحش و اينا بود ميام جواب ميدم

××××××××××××××××××

نكته نوشت به نيما و نويد و كيانا(اگه اومدن):

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ســــــلـــطــــــــــان مــــــحـــــــــمــــــود غــــــــزنـــــــــوي!!!!!!!!!!!!!!!

باشـــــــــــــــــــــــــــــــــــه

باي

نكته نوشت 2(به نيما):مرسي ديشب مارو بردي و رسونديشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز



+همرو خبر کردم.چند نفر وب حذفیده بودن.بچه ها کسی از باران خبر نداره؟وبشُ پاکیده!

+90% لینکام آهنگ وبشون سلناست.بدم میاد ازش.سرسام گرفتم:دی!

ديشب دوباره رفتيم صارم

بدون آلفا.ولي با سهند پسر خالم.

رفتيم پارك 100 نفري مافيا بازي كرديم.گلوي من و كيانچ پاره شد تا همه نشستن سر جاشون.خيلي حال داد(نه بابا.من دومين نفري بودم كه كشتنم،انقد حرص خوردم كه نگو )

بعدشم همه رفتيم پيش نويد و نيما و سجاد.كيانا رفت سهندو برسونه خونشون.تو اون نيم ساعت من پيش اينا موندم.عين بچه كوچولوا بايد ميشوندمشون يه جا شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز (دوستاي كيانا رو كه باهاشون بازي كرديم)

كيانا اومد رفتيم پايين خونه نشستيم با نويد و نيما و سجادhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/kumbaya.gif

آب اورديم و آلفارو.يكم حرفيديم.بعدشم رفتيم بالا كيانا دوباره ولو شد كف اتاق.http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/flat.gifمنم عكسيدم ازش

نميدم كه عسكشو!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

☮✖ ☮✖☮✖☮✖ ⓐⓡⓜⓘⓣⓐ

×@R/\/\!T@×